تبلیغات
کلبه شعر - یاد دارم در غروبی سرد سرد
دوشنبه 3 خرداد 1389

یاد دارم در غروبی سرد سرد

   نوشته شده توسط: رها    

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف و سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شاکر شدم از زندگیت

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی می خرید؟


reza
جمعه 9 تیر 1391 02:39 ب.ظ
سلام من شاعر ایش شعرو میشناسم ولی بیچاره شعرشو دزدیدند.
این شعرا ادامه داره و یه جاهایش ناقص مونده بود خوشحا میشم اسم ساعرشو زیرش بنویسی.
اسمس :محمد رضا خورشیدی
http://www.bivajeh.blogfa.com/
fatemeh
سه شنبه 12 مرداد 1389 04:47 ب.ظ
این شعرمال کیه خیلی قشنگه آدم نفسش بندمیادمثل فیلم قابل رویته خواهش میکنم برام بفرستید مال کیه
مسعود
سه شنبه 4 خرداد 1389 11:57 ق.ظ
مصرع آخر :
... سفره خلبی می خرید ؟
این "د " اگه نباشه قافیه به هم میخوره
پاسخ رها : ممنون از تذکر شما اشتباه تایپی بود اصلاح شد.
سام
دوشنبه 3 خرداد 1389 01:50 ب.ظ

اگه یه بیت دیگه بگی با سر میرم تو دیوار
هادی
دوشنبه 3 خرداد 1389 01:29 ب.ظ
ممنون که سر زدی.شعر های زیبایی گزین میکنی.بازم بیا بازم میام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.