تبلیغات
کلبه شعر - شعری قابل تامل از حمید مصدق
دوشنبه 30 فروردین 1389

شعری قابل تامل از حمید مصدق

   نوشته شده توسط: رها    نوع مطلب :حمید مصدق ،

این مرد خودپرست

این دیو ، این رها شده از بند

مست مست

ایستاده رو به روی من و

خیره در منست

گفتم به خویشتن

آیا توان رستنم از این نگاه هست ؟

مشتی زدم به سینه او ،

ناگهان دریغ

آیینه تمام قد رو به رو شکست .


برچسب ها: حمید مصدق ، آیینه ، شعر ،

Do you get taller when you stretch?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:49 ب.ظ
Useful info. Fortunate me I discovered your site by chance,
and I am stunned why this twist of fate didn't happened earlier!
I bookmarked it.
illamontaluo.weebly.com
شنبه 14 مرداد 1396 04:24 ب.ظ
Yes! Finally someone writes about hep c foot pain.
casseyGermershausen.jimdo.com
جمعه 13 مرداد 1396 06:46 ق.ظ
It's impressive that you are getting ideas from this post as well as from our discussion made
at this time.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 07:46 ب.ظ
Quality articles is the important to attract the visitors to visit
the web site, that's what this web site is providing.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:22 ق.ظ
Nice post. I used to be checking constantly this blog and I'm inspired!
Very helpful information particularly the remaining part :) I handle such information a lot.
I used to be seeking this certain info for a
long time. Thank you and good luck.
سید
شنبه 8 خرداد 1389 06:40 ب.ظ

باسلام!

كار زیبایى بود.

مى ایم در اینه هاى ناكهانى ات

تا
عشق را بشكنم!


تما شاكن

در اینه ى شكسته ات

تلخ هاى مرا....

شادذى
درجیک
دوشنبه 30 فروردین 1389 08:12 ب.ظ
نقدی بر کتاب "عمارت سرخ" نوشته ی "آذین قاضی میرسعید".
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر